درباره آنتونی رابینز

گزارش به سهامداران
13 مرداد 1392
آنتونی رابینز
با آنتونی رابینز (۱) – این هفته تصمیم‌گیری
15 شهریور 1392

قصد داریم هر هفته نکات مهمی را در مورد موفقیت در زندگی از آنتونی رابینز بخوانیم.

آنتونی رابینزآنتونی رابینز در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان کوچکی، زندگی مجردی و فقیرانه ای داشت و به گفتهٔ خودش، ناچار بود ظرف‌های غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از آن بیش از یک‌صد و بیست کیلوگرم وزن پیدا کرده بود، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رویاها و آرزوهای جاه‌طلبانه ای داشت و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک سرسبزی مجسم می‌ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می‌گرفت.

سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه چند کتاب پرداخت اما مطالب آن‌ها را ضد و نقیض یافت و آن‌ها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و و نحوهٔ تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، موثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد. موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه فرو برد. شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی به کار گرفت. پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می‌توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد. او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازی‌های المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش‌های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می‌تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرارداد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. این موفقیت‌ها، پاداش‌های مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سر سبز «سن دیه گو» خرید که از طرفی مشرف به دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می‌دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را «بنیاد رابینز» گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیت‌های فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه ده ها هزار نفر را آموزش می‌دهد. رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان، با سازمان‌هایی از قبیل AT&T, American express, IBM, Mac Daglas و ارتش ایالات متحده و هم چنین تیم‌های ورزشی لس‌آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد.

علاقه خاص رابینز، این است تا با کمک به افراد، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند، روابط خود را با افراد جامعه بهتر سازند، به دنبال هدف‌های ارزشمند زندگی خود بروند، بر ناکامی‌های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام «به سوی کامیابی» به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت.

این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش‌ترین کتاب را به خود اختصاص داد.

در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام سوی کامیابی ۲ (نیروی عظیم درون را فعال کنید) به رشته تحریر درآورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پر فروش ترین کتاب سال انتخاب شد.