کـار آفرینان بــزرگ جهان: مهاتیر محمد

برندهای آرایشی - بهداشتی
آشنایی با بـرند – ۳
6 آذر 1392
درخت میوه
هر روز یک پیام از مدیرعامل (۱۲)
9 آذر 1392
مهاتیر محمد

مهاتیر محمد

مـوز فروشی که کشورش را متحـول کرد

در کشوری با مساحت ۳۲۰,۰۰۰ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۲۷ میلیون نفر، واقع در جنوب غرب آسیا که شغل اکثر مردمانش کشاورزی در مزارع موز، آناناس و کائوچو و یا صید ماهی بوده و تا قبل از سال ۱۹۸۱ اکثراً در روستاها و جنگل ها و در پایین ترین سطح امکانات زندگی می کردند و درآمد سرانه هر نفر کمتر از ۱۰۰ دلار بود و مناقشات و جنگ های مذهبی ناشی از وجود ۱۸ دین و مذهب و نژاد کشور را به شدت ناامن نموده بود، خداوند شخصی را به عنوان هدیه برایشان فرستاد که کسی نبود به جز مهاتیر محمد (Mahathir bin Mohammad) که تمام دنیا او را با این نام می شناسند و به او احترام می گذارند.

مهاتیر کوچک ترین عضوء خانواده ۱۱ نفره ای بود که شغل معلمی پدرش تکافوی برآوردن آرزوی پسرش مهاتیر جهت خریدن دوچرخه برای رفت و آمد به دبیرستان را نمی کرد. بنابراین مهاتیر برای برآورده شدن آرزویش شروع به فروختن موز در خیابان بعد از اتمام اوقات مدرسه نمود. مهاتیر پس از اتمام دبیرستان وارد دانشگاه پزشکی کشور همسایه، سنگاپور شده و هم زمان مسئولیت اتحادیه دانشجویان مسلمان آن دانشگاه را بر عهده گرفت. سال ۱۹۵۳، پس از فارغ التحصیلی به کشورش بازگشت و به عنوان پزشک جراح به استخدام نیروهای انگلیسی که کشورش را اشغال کرده بودند درآمد، پس از خروج نیروهای انگلیسی و در سال ۱۹۵۷ با افتتاح مطبی شروع به طبابت نموده و نیمی از وقتش را صرف معالجه رایگان افراد فقیر نمود.

در سال ۱۹۶۴، به مدت ۵ سال به عنوان نماینده در مجلس ملی فعالیت نمود و در سال ۱۹۷۰، کتاب معروف خود به نام “آینده اقتصادی مالزی” را به رشته تحریر درآورد که همین کتاب بعدها پایه و اساس تفکرات آن مرد جهت تحول اقتصادی کشورش گردید. به هر حال، مهاتیر در سال ۱۹۷۴ به عنوان سناتور وارد مجلس سنا و در سال ۱۹۷۵ به عنوان وزیر آموزش و پرورش و سپس به نیابت نخست وزیر و بالاخره در سال ۱۹۸۱ به سمت نخست وزیری نایل گردید. سال ۱۹۸۱، یعنی سال شروع انقلاب اقتصادی یک جراح در مالزی!

ولی پرسش اساسی این است که آن جراح مالزیایی چه کاری انجام داد؟!

نخست: نقشه آینده مالزی را ترسیم نمود و اولویت ها، اهداف و نتایجی که می بایست در طی مدت ۱۰ سال و بعد ۲۰ سال و نهایتاً تا سال ۲۰۲۰ به آن ها دست یابند را مشخص نمود.

دوم: تصمیم گرفت که آموزش همگانی و تحقیقات علمی اولین اولویت و در رأس برنامه ها قرار گیرند، به نحوی که بیشترین میزان بودجه و اعتبار را برای آموزش همگانی و کسب مهارت های فنی، ریشه کنی بی سوادی و از همه مهم تر آموزش زبان انگلیسی و تحقیقات علمی اختصاص داد. مهاتیر در همان سال ها هزاران نفر از دانشجویان را با پرداخت بورسیه به بهترین دانشگاه های جهان اعزام نمود.

سوم: استراتژی و برنامه های خود را به صورت کاملاً شفاف و با صداقت با مردم کشورش در میان گذاشت. آنان را با نظام مالیاتی جدید که مسیر کشور را به سوی انقلاب اقتصادی هموار می کرد آشنا نمود و از همه مهم تر، از مردم دست یاری طلبید. مردم نیز چون او را صادق دیدند، باورش کردند و همراه و دنباله رو او گردیدند. بنابراین در اولین سال اقدام به کاشت یک میلیون اصله درخت روغنی نمودند که همین امر طی تنها دو سال مالزی را به عنوان بزرگ ترین و اولین کشور تولید کننده و صادر کننده روغن درختی به دنیا معرفی نمود.

مهاتیر تصمیم گرفت صنعت جهانگردی مالزی را طی ۱۰ سال به درآمد ۲۰ میلیارد دلاری در عوض درآمد ۹۰۰ میلیونی سال ۱۹۸۱ برساند. این در حالی است که درآمد حال و حاضر مالزی از صنعت جهانگردی ۳۴ میلیارد می باشد. وی برای رسیدن به این هدف پادگان های نظامی ژاپنی را که از سال های جنگ جهانی دوم در کشور مالزی باقی مانده بودند، به مناطق جهانگردی شامل انواع بازی های تفریحی، ورزشی و فرهنگی تبدیل نمود تا مالزی به مرکز جهانی برای برگزاری مسابقات بین المللی اتومبیل رانی، اسب سواری و بازی های آبی تبدیل گردد. او هم چنین کوالالامپور را مقر اصلی کنفدراسیون فوتبال آسیا قرار داد. در سال ۱۹۹۶، مالزی با رشدی معادل ۴۶ درصد نسبت به سال های قبل از آن در زمینه صنعت برق و الکترونیک خود را به عنوان یکی از صادر کنندگان لوازم برقی و الکترونیکی به دنیا معرفی کرد. مهاتیر محمد با وضع قوانین شفاف و ضوابط مشخص، درهای اقتصادی کشور را به سوی سرمایه گذاران خارجی گشود و با تأسیس شرکت عظیم پتروناس در برج های دوقلوی کوالالامپور بازار بورسی با یک میلیون دلار معامله در روز پایه ریزی نمود.

تأسیس بزرگ ترین دانشگاه اسلامی دنیا، گامی دیگر جهت جذب نخبگان علمی داخلی و خارجی از تمام دنیا به خصوص کشورهای اسلامی بود. وی توانست با تأسیس پایتخت اداری جدید به نام پاتوراجایا با دو میلیون نفر جمعیت در کنار پایتخت تجاری (کوالالامپور) هم از نظر سیاحتی و هم تقسیم کار و با تأسیس دو فرودگاه جدید ومدرن و ده ها جاده و اتوبان سریع السیر، رفت و آمد جهانگردان و سرمایه گذارانی که از کشورهای چین، هند و حاشیه خلیج فارس و باقی نقاط دنیا به آن کشور سفر می کردند را تسهیل بخشد.

به طور خلاصه، باید گفت حاج مهاتیر محمد طی مدت ۲۱ سال، یعنی از سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۳، موفق گردید کشوری فقیر با درآمد سرانه ۱۰۰ دلار را به کشوری توسعه یافته با درآمد سرانه ۱۶۰۰ دلار در سال و میزان سرمایه گذاری را از ۳ میلیارد به ۹۸ میلیارد دلار و میزان صادرات را به رقم قابل توجه ۲۰۰ میلیارد دلار برساند. مهاتیر محمد در سال ۲۰۰۳ با اراده شخصی تصمیم به کناره گیری از قدرت و سپردن زمام امور کشور به نیروهای جوان و تازه نفس گرفت. علی رغم درخواست مردم کشورش مبنی بر ماندن بر مسند قدرت، او تصمیم خود را گرفته بود و بدون این که بخواهد فردی از افراد خانواده اش را به قدرت برساند و یا حکومت را موروثی کند، به طور کلی از دنیای سیاست کناره گیری نمود تا جانشیان او بتوانند آرزوی طراحی شده او به نام مالزی بیست … بیست … یا مالزی در ۲۰۲۰ را که در آن مالزی به چهارمین قدرت اقتصادی آسیا پس از ژاپن، چین و کره تبدیل گردد، به واقعیت تبدیل نمایند. مهاتیر در نهضت اقتصادی خویش هیچ گاه منتظر کمک های آمریکا و کشورهای اروپایی نماند، بلکه توکل او ابتدا بر قدرت لایزال الهی، سپس بر اراده و پشتکار خود و از همه مهم تر عزم و اراده و حمایت مردم کشورش قرار داشت.

این چنین بود که یک موز فروش و یا به عبارتی پزشک جراح توانست با مهارت و عشق عمیق به کشور و مردمش و پشتکار عالی، مالزی را از یک موش به یک ببر آسیایی تبدیل نماید. ولی سوالی که وجود دارد این است که آیا دیگر جراحان کشورهای اسلامی نیز می توانند همان کار و معجزه جراح مالزیایی را تکرار کنند و یا تنها هنرشان آن است که در یک عمل جراحی زیبایی یک شیر را به موش تبدیل نمایند؟!